مقالات حسابرسی

حسابرسی عملکرد و عملیاتی
موضوع: حسابرسی
سال انتشار(میلادی): 2006
وضعیت: تمام متن
منبع: ماهنامه تدبیر-سال شانزدهم-شماره 165

چکیده: سیستم اقتصادی یک کشور به میزان قابل توجهی به تصمیم گیریهای مدیریت در واحدهای اقتصادی بستگی دارد. بدیهی است این تصمیم گیریها نقش تعیین کننده ای در میزان درآمد های اقتصادی و ثمر بخش بودن فعالیتهای تعیین شده و استفاده بهینه از امکانات تولیدی و خدماتی مؤسسات انتفاعی و غیرانتفاعی کشور دارند. لذا اصولاً صاحبان سهام و یا نمایندگان آنها همواره می خواهند بدانند که آیا مدیران اجرایی در تصمیم گیریهای خود صحیح عمل کرده اند یا خیر؟ و آیا توانسته اند از امکانات موجود حداکثر استفاده را کنند یا خیر؟ آیا در موسسات افزایش کارایی و رعایت صرفه اقتصادی انجام شده است؟ امروز در محیط اقتصادی که دارای نظامهای متعدد و ابعاد گوناگون است، مدیریت سازمانی تأکید فزاینده ای بر ارزیابی صرفه اقتصادی، کارآیی و اثر بخشی عملیات سازمانی دارد. حسابرسی عملکرد به عنوان ابزاری برای این ارزیابی به کار می رود. در محیطهای رقابتی ضروری است تا مدیران با استفاده از فرایند ارزیابی عملکرد به هدایت صحیح امور در مسیر پیشرفت کار و در جهت اهداف و استراتژی های مورد نظر سازمان به شیوه ای آگاهانه بپردازند.

با توجه به تغییرات و تحولات سریع و افزایش توان و قابلیتهای رقابتی شرکتها وسازمانها در جهان امروز میزان مطلوبیت عملکرد تک تک اجزای کاری سازمان و مجموع آن می تواند به عنوان معیار سنجش مؤفقیت یک سازمان برای مدیران بسیار حائز اهمیت باشد و با استفاده از آنها می توانند به سنجش ارزیابی وضعیت موجود طرحهای استراتژیک سازمان و بررسی عملکرد اجزای کاری آن پرداخته و برای ارتقا و بهبود اثربخشی و کارآیی آنها اقدام کنند. گسترش رقابت موجب شده تا مدیریت ارشد در بسیاری از سازمانهای نوین در به دست آوردن موقعیت مناسب در بازار و حفظ آن تمرکز یابد. مدیران دریافته اند بسیاری از سیستم های سازمانی کـه انتظار می رود برای پیشبـرد عملیات مفید واقع شود در جهت عکس اهداف سازمان حرکت می کند و موجب عقب ماندگی می شود.
حسابرسـی عملکـرد یک ابـزار مفیـد برای اصلاح این سیستم ها و هدایت سازمان به سوی اهداف آن است. در کشور ما مدیریت بخش اعظم منابع اقتصادی بر عهده دولت است و کیفیت مدیریت آن در سرنوشت ملت آثار اساسی دارد. مدیران بخش دولتی باید در برابر مردم و نمایندگان آنان پاسخگو باشند و ابزار این پاسخگویی را بر اساس اطلاعات معتبر فراهم کنند. ماهیت بخش دولتی ایجاب می کند که در این بخش، حسابرسی عملکرد علاوه بر رسیدگی به صورتهای مالی و اظهار نظر در چارچوب اصول و ضوابط حسابرسی مالی الزامی شود. از این رو لازم است حسابرسان ضمن استفاده از خدمات متخصصان در زمینه های مختلف به ارزیابی کیفیت تصمیم گیریهای مدیریت بپردازند و نتیجه‌گیریها و پیشنهادات اصلاحی خود را جهت بهبود هر چه بیشتر مدیریت ارائه کنند.
با توجه به اهمیت بهبود در ارتقا مدیریت در سازمانها به خصوص در بخش دولتی ضرورت دارد که مدیران نسبت به استقرار سیستم های جامع کنترل مدیریت اهتمام ورزند و آن را از لحاظ ارزیابی مستمر کارایی، صرفه اقتصادی و اثربخشی مورد بازنگری قرار دهند. در این راستا حسابرسان مدیریت مشابه حسابرسان مالی می توانند در جهت بهبود و تقویت این سیستم ها نقش مهم و ارزنده ای را ایفاء کنند. در نتیجه حسابخواهی مطلوب بخش دولتی هنگامی ایجاد می‌شود که با برنامه ریزی و عملـکرد ارگانها بر اساس بیان آشکار اهداف و نتایج مورد انتظار مورد رسیدگی قرار گیرد، بنابراین حسابرسی عملکرد بیان واضحی از رعایت صرفه اقتصـادی، کارآیـی و اثربخشی در عملـکرد تمامی سازمانهای بزرگ و کوچک است.


 

مقدمه
مدیریـت را دانـش به کار گیـری مؤثـر و کارآمـد منابـع بـرای دستیابی بـه اهداف سازمان تعریف می کنند و این منابع معمولاً شامل سرمایه، نیروی کار و منابعی است که در اختیار سازمان قرار دارد. یک مدیر باید عملیات سازمان را در جهت رسیدن به حداکثر منافع برنامه ریزی، سازماندهی و کنترل کند. در دنیای امروز مدیران مسئول و پیشتاز همواره تلاش می کنند از نظارت دقیق و ارزیابی عینی بر وظایف خود اطمینان لازم را به دست آورند تا در برابر موضوعهای پیش روی خود نیرومند و مسلط باقی بمانند و کارهای خود را درست و به موقع انجام دهند. بنابراین، آنان هیچگاه نباید در بهره گیری از خدمات کارشناسان و متخصصان خارج از سازمان خود برای تعیین مشکلات و ارائه راه حل آن تردید داشته باشد تا با استفاده از این خدمات به مؤفقیتهای روزافزون تری دست یابند.
در سالهای اخیر کانون توجه و دامنه بسیاری از حسابرسیها در بخش عمومی و خصوصی دستخوش دگرگونیهایی شده است و از آنجا که صورتهای مالی به تنهایی پاسخگوی نیازهای اطلاعاتی مدیریت نیست، مدیران در بخش خصوصی و دولتی به دنبال کسب اطلاعات بیشتر به منظور ارزیابی و قضاوت در مورد کیفیت عملیات و پیشرفتهای عملیاتی هستند. در نتیجه ایجاد چنین زمینه هایی نیاز به ضرورت وجود فنون حسابرسی عملکرد برای ارزیابی اثربخشی، کارایی و صرفه اقتصادی عملیات به نحو چشمگیری افزایش یافته است.
بررسی علل درخواست روزافزون برای دریــافت خدمات حسابرسی عملکرد نشان می دهــد که دو موضوع زیر بستر مناسبی برای انجام این حسابرسی فراهم کرده است:
- هدایت مدیران برای توجه بیشتر به رعایت صرفه اقتصادی، کارایی و اثربخشی در واحدهای اقتصادی؛
- ارتقای تجربیات حسابرسان مستقل در زمینه تشخیص و یافتن واقعیتهای موجود در حسابرسی مالی و مشاوره مدیریت و ارائه رهنمودهای لازم به مدیران.
حسابرسی عملکرد
اصطلاح حسابرسی عملکرد (PERFORMANCE AUDITING) یا حسابرسی عملیاتی معمولاً به منظور ایجاد تفاوت بین حسابرسی صورتهای مالی جهت اظهار نظر حرفه ای بر روی آن و حسابرسی که جوانب انتخاب شده یک سازمان را خارج از محدوده حسابها رسیدگی می کند به کار می رود .
هدف از این حسابرسی ابتدا تعیین فرصتهایی جهت کارایی و صرفه اقتصادی بیشتر و بهبود اثربخشی در عملیات بوده که این اهداف به موارد مرتبط با اهداف سازمان نیز ارتقا یافت . تفاوت عمده حسابرسیها در اهداف آنها است. حسابرسی صورتهای مالی درگیر مواردی است که منتهی به اظهار نظر درباره صورتهای مالی می گردد و آنچه که حسابرسی عملیاتی نامیده می شود با هدف کارایی ، صرفه اقتصادی ، اثربخشی بیشتر و رسیدن به نتایج سودآور اجرا می شود .
تفاوت عمده ای در رویکردهای موجود در حسابرسی صورتهای مالی و حسابرسی مدیریت یا عملیاتی وجود ندارد چهار مرحله زیر در هر نوع حسابرسی اجرا می شود :
1- بررسی اولیه فعالیتها جهت به دست آوردن پیشینه لازم و ضروری؛
2- ارزیابی مسئولیتهای مرتبط با فعالیتها در جهت اطمینان و از اختیارات مجاز و محدودیتهای عملی مرتبط؛
3- مطالعه و آشنایی با خط مشی های برقرار شده توسط مدیریت از طریق رسیدگی اثربخشی روشهای عملیاتی و اداری و مشخص ساختن مناطق مشکل آفرین و ضعیف؛
4- گزارش نتایج حسابرسی و پیگیری جهت اعمال یافته ها و پیشنهادات.
حسابرسی عملکرد بر نحوه به کارگیری منابع سازمان متمرکز است و به سیستم های اطلاعاتی و درون سازمانی و دستورالعمل ها می پردازد و بیشتر به صورت مشاور مدیریت عمل می کند.
به عبارت بهتر، حسابرسی عملکرد عبارت است از فرایند سیستماتیک ارزیابی صرفه اقتصادی، کارایی و اثربخشی عملیات تحت کنترل مدیریت و گزارش نتایج همراه با توجیه هایی برای بهبود عملیات به افراد ذیصلاح و ذینفع.
مفاهیم اساسی
حسابرسی عملکرد دارای سه مؤلفه کارایی، اثربخشی و صرفه اقتصادی است که از اهمیت زیادی برخوردار است. امروزه ارزیابی کارایی، اثربخشی و صرفه اقتصادی باید بخشی از فرایند عادی مدیریت هر واحد تجاری در بخش عمومی و خصوصی باشد و مدیران بررسی عملکرد را به عنوان یکی از مسئولیتهای خود برای کنترل فعالیتها تلقی کنند و ارزیابی مستقل عملکرد مدیران از طریق واحد حسابرسی داخلی یا حسابرسان مستقل صورت گیرد.
شکل شماره یک ارتباط بین داده، پردازش، ستانده و نیز کارایی، صرفه اقتصادی و اثربخشی را بیان می کند:
همان طور که در شکل شماره یک مشاهده می گردد، صرفه اقتصادی نسبت داده های برنامه ریزی شده و داده‌های واقعی با مقیاس، کارایی نسبت داده های واقعی به ستانده های واقعی و اثربخشی نسبت ستانده های واقعی به ستانده های برنامه ریزی شده است.
دیوان محاسبات انگلستان این سه مؤلفه را به صورت زیر تعریف می کند :
صرفه اقتصادی: حداقل کردن بهای تمام شده منابع مورد نیاز یا مصرفی با توجه به کیفیت مورد نظر (مصرف با توجیه اقتصادی)؛
کارایی :حداکثر ستانده با میزان نهاده ثابت یا ستانده ثابت با حداقل نهاده ممکن(مصرف خوب) ؛
اثربخشی: مقایسه نتایج مورد نظر و نتایج واقعی پروژه ها، برنامه ها یا سایر فعالیتها (مصرف هوشمندانه).
استانداردها
استانداردهای حسابرسی عملکرد شامل سه بخش استانداردهای عمومی، استانداردهای اجرای عملیات، استانداردهای گزارشگری است.
الف ) استانداردهای عمومی: استانداردهای عمومی سوای استانداردهای اجرای عملیات و گزارشگری به طور مشترک برای حسابرسی صورتهای مالی و حسابرسی عملکرد وضع گردیده است. این استانداردها عبارتند از:
 
شرایط کارکنـان مؤسسه حسابرسـی، استقـلال مؤسسه حسابرسـی و حسابرسـان، مراقبتهای تخصصی و حرفه ای و برقراری کنترل کیفیت.
این استانداردها در کلیه مؤسسات حسابرسی، اعم از دولتی و غیر دولتی که حسابرسی برنامه ها، فعالیتها و وظایف دستگاههای دولتی، سازمانهای غیر انتفاعی و .... را به عهده دارند، کاربرد دارد.
ب) استانداردهای اجرای عملیات:
1- برنامه ریزی: عملیات حسابرسی باید به حد کافی برنامه ریزی شود. برنامه حسابرسی باید در کلیه مراحل حسابرسی اجرا گردد. اهداف حسابرسی، حوزه عمل حسابرسی و متدولوژی حسابرسی هیچ کدام جدا از هم نیستند. لذا حسابرسان ناگزیرند این سه عنصر را همزمان برنامه ریزی و طراحی کنند.
2- سرپرستی: کارکنان به طور صحیحی سرپرستی شوند. به منظور تعیین اینکه آیا اهداف حسابرسی در جریان اجرا است، سرپرستی مستقیم حسابرسان و سایر اشخاصی که ( مشاوران، کارشناسان و امثالهم) به امر حسابرسی می‌پردازند، الزامی است. اصول سرپرستی ایجاب می کند برای کارکنان آموزش لازم ترتیب داده شود.
3- رعایت قوانین و مقررات: هرگاه رعایت قوانین و مقررات برای تأمین اهداف حسابرسی ضرورت داشته باشد حسابرسان باید در مورد رعایت قوانین و مقررات به نحوی برنامه ریزی کنند تا اطمینان معقولی از کشف موارد خلاف فراهم شود. در کلیه مراحل اجرای حسابرسی، حسابرسان باید نسبت به حالات و رویکردهایی که می تواند دال بر اعمال خلاف قانون یا تخطی از قوانین و مقررات باشد، هوشیار باشند.
4- کنترل های مدیریتی:حسابرسان باید درکی از کنترل های مدیریتی که به موضوع حسابرسی مربوط می شود، به‌دست آورند. هنگامی که کنترل های مدیریت در اهداف حسابرسی مهم هستند، حسابرسان باید مدارک کافی به منظور پشتیبانی از قضاوتهایشان در مورد کنترل ها، کسب کنند.
5- مدارک: دستیابی به مدارک مربوط، قابل اطمینان وکافی مبنای معقـولی در جهت یافتـه ها و نتیجه گیریهای حسابرسان را فراهم می کند. کار حسابرسان باید در فرم کاربرگها ثبت و نگهداری شود. کاربرگها باید حاوی اطلاعات کافی باشند تا یک حسابرس مجرب بتواند بدون برقراری ارتباط با حسابرس قبلی، از مدارکـی که قضـاوتها و نتیجه گیریهای در خور اهمیت حسابرسان را به اثبات می رساند، پشتیبانی کند.
ج) استانداردهای گزارشگری:
1-گزارش مکتوب: گزارش حسابرسی باید به طور کتبی تهیه و نتایج هر رسیدگی به آن منتقل شود.
گزارش حسابرسی به منظور تأمین مقاصد زیر به صورت کتبی تهیه می شود:
- انتقال نتایج حسابرسی به مسئولان در کلیه سطوح؛
- نتایج حسابرسی کمتر در مظان سوء تفاهم قرار می گیرد؛
- نتایج حسابرسی در معرض بازرسی همگانی قرار می گیرد؛
- تسهیل پیگیری.
2- ارائه به موقع گزارش: گزارش حسابرسی باید به طریق مقتضی منتشر شود تا اطلاعات لازم برای استفاده به موقع در اختیار مقامات اداری و اشخاص ثالث ذینفع قرار گیرد.
گزارش ولو اینکه با نهایت دقت تهیه شده باشد، ولی به موقع در اختیار تصمیم گیرندگان قرار نگیرد، از ارزش لازم برخوردار نخواهد بود. بنابراین، حسابرسان باید برای انتشار به موقع گزارش حسابرسی، برنامه ریزی لازم را معمول دارند.
3- محتوای گزارش: در گزارش حسابرسی باید اهداف، حوزه عمل و متدولوژی حسابرسی بیان شود؛
4- ارائه گزارش: گزارش باید کامل، دقیق، قابل اثبات، قانع کننده و تا آنجا که موضوع اجازه می دهد شفاف و مختصر باشد؛
5- توزیع گزارش: گزارش کتبی حسابرسی باید توسط مؤسسه حسابرسی به مقامات مسئول سازمان تحت رسیدگـی, مراجع ذیصـلاح سازمانهایی کـه خواستار انجام حسابرسی بوده اند، یا ترتیب اجرای آن را داده اند از جمله سازمانهایی که وجوهی به سازمان تحت رسیدگی پرداخت کرده اند، تسلیم شود، مگر آنکه منع قانونی و یا ملاحظات دیگری وجود داشته باشد.
اصول حسابرسی عملکرد
حسابرسی عملکرد شامل اصول زیر است:
1- حسابرسی عملکرد باید به عنوان جریانی کاملاً مستقل و بی طرفانه تلقی گردد؛
2- حسابرسی عملکرد ابزاری است در اختیار مدیریت برای شناخت مشکلات و رفع تنگناها و نگاهی عیب‌جویانه و انتقادی ندارد.
هدف حسابرسی عملکرد انتقاد از عملیات جاری نیست بلکه هدف، بررسی عملیات از طریق همکاری با مدیریت و کارکنان، و تدوین برنامه ای برای پیشرفت عملیات است. مؤثرترین راه دستیابی به این امر، همکاری با کارکنان صاحبکار در حوزه هایی است که آنان شناخت لازم را از نقاط ضعف را دارند و در عین حال مایل به همکاری نیز هستند. مفهوم حسابرسی عملکرد باید به عنوان یک برنامه داخلی بازنگری در جهت اقتصادی و کارا کردن عملیات سازمان در نظر گرفته شود تا نتایج فزاینده ای را در پی داشته باشد؛
3- ارزشیابی عملکرد در ارتباط با مجموعه امکانات و عوامل محدود کننده فعالیتها مورد نظر قرار می دهد؛
4- در حسابرسی عملکرد باید با مسایل مسئولانه و متعهدانه برخورد کرد؛
5- در انجام حسابرسی عملکرد طرز فکر مدیریت دخالت داده می شود؛
6- حسابرسی عملکرد توسط افراد متخصص و آگاه به وضعیت مورد رسیدگی انجام می شود.
پیشرفت و مؤفقیت در دستیابی به مزایای حسابرسی عملکرد تا حد زیادی به مهارتهای حسابرسان و طرز فکر مدیریت نسبت به آنان بستگی دارد. حسابرسانی که مأمور انجام چنین مسئولیتی می شوند باید توانائیهای لازم را در زمینه حسابرسی مالی، مدیریت و محیطهای عملیاتی داشته باشند. ویژگیهای یک حسابرس خوب در این زمینه عبارت است از:
کنجکاوی؛ توانایی تجزیه و تحلیل ؛ توانایی متقاعد سازی؛ قضاوت خوب حرفه ای؛ آگاهی متعارف؛ بیطرفی؛ مهارت برقراری ارتباط؛ استقلال؛ اعتماد به نفس.
علاوه بر ویژگیهای بیان شده، توانایی مشخص کردن نارسائیهای عملیاتی، توانایی مشخص کردن نواحی بحرانی و مشکل آفرین، خلاقیت در تکمیل مجموعه ای از تکنیک ها و مهارت انتقال نتایج حاصل از حسابرسی از دیگر خصوصیات حسابرسی عملکرد است.
ارتباط با مفهوم کنترل های مدیریت
نظر به اینکه تصمیم گیریهای مدیریت ، انجام فعالیتها و نتایج به دست آمده از آن در هر سازمان از درون سیستم‌های اطلاعاتی آن می گذرد و سیستم برنامه ریزی و کنترل مدیریت جزئی از سیستم های اطاعاتی موجود است. لذا مطالعه و آزمون کنترل های مدیریت در انجام حسابرسی عملکرد از ضروریات است . اصطلاح کنترل مدیریت ، کل سیستم واحد مورد رسیدگی را در برمی گیرد بنابر این، کنترل های مدیریت فعالیتهای داخلی و خارجی مدیریت را شامل می شود . سیستم مزبور شامل برنامه ریزی، سیاستگذاری و تدوین روشها و همچنین اقدامات واقعی انجام شده برای اداره امور واحد رسیدگی است که برای بهبود اجرای مؤثر مسئولیتهای محوله بر اساس روشها و نتایج مورد انتظار طراحی می شود . کنترل های مدیریت نه تنها شامل کنترل های داخلی بلکه در برگیرنده کنترل های خارجی منجمله قوانین جاری کشور ، محدودیتهایی که توسط سازمانهای مسئول کشور برای واحد در نظر گرفته شده است، شرایط بـازار، امکـانات استـقراض، دریافت یـارانه، محدودیـتهای توزیع و قیمت‌گذاری محصول، پیشرفتهای فناوری ومحدودیتهای وضع شده توسط شرکتهای اصلی برای شرکتهای فرعی خود نظیر کنترل توزیع سود و کنترل قیمت فروش و توزیع محصولات است.
سه وجه تمایز اصلی بین کنترل های مدیریت و کنترل های داخلی به شرح زیر است:
1- تأکید فزاینده بر نیاز به بیان هدفهای سازمان و برقراری ارتباط نزدیک آن با کنترل های مدیریت؛
2- تأکید فزاینده بر کنترل های خارجی در مقایسه با کنترل های داخلی؛
3- گسترش کنترل به منظور در بر گرفتن کلیه فعالیتهای مدیریت نظیر تولید ، حمل و نقل، تحقیق به جای تنها تأکید بر فعالیتهای حسابداری.
دسترسی به اهداف کارایی و صرفه اقتصادی و اثربخشی به کنترل های مدیریت خوب بستگی دارد که مسئولیت مزبور بر عهده مدیریت واحد مورد رسیدگی است.
کنترل های مدیریت شامل روشها و خط مشی هایی جهت حصول موارد ذیل است:
-برنامه ریزی ، سازماندهی و رهبری و کنترل عملیات؛
-تائید اینکه منابع طبق قوانین و مقررات مورد استفاده قرار می گیرد؛
-محافظت از منابع در مقابل سوء استفاه و هدر رفتن؛
-اندازه گیری ، تنظیم و گزارشگری عملکرد واحد اقتصادی؛
-اطمینان از دستیابی به اهداف؛
- اطمینان از اینکه به داده های قابل اعتماد و معتبر دسترسی داشته ، نگهداری شده و در گزارشهای سالانه و سایر مدارک به درستی افشا می شود .
در مرور اولیه کنترل های مدیریت ، حسابرس باید عوامل ذیل رادر نظر بگیرد :
1)آیا خط مشی های سازمان به طور کامل با اختیارات و امتیازات اساسی سازمان مطابق است؟
2)آیا سیستم روشها و کنترل های مدیریتی برای انجام این خط مشی ها همان طور که مد نظر مدیریت عالی جهت کارایی و صرفه اقتصادی بوده ، طراحی شده است؟
3)آیا سیستم کنترل مدیریت کنترل کافی بر روی منابع سازمان ، درآمد و هزینه ها فراهم می کند؟
تعدادی از عواملی که حسابرس باید جهت ارزیابی سیستم کنترل مدیریت و تعیین نواحی مشکل آفرین در نظر بگیرد به قرار زیر است :
1- استفاده مدیریت از استانداردها یا اهداف برای قضاوت در مورد اجرا ، بهره وری ، کارایی یا استفاده از کالاها و خدمات؛
2- فقدان دستورالعملهای مکتوب که سبب عدم فهم درست ، درخواستهای متناقض ، انحرافات غیر قابل قبول و اجرای غیر یکنواخت می گردد؛
3- عدم مؤفقیت در قبول مسئولیتها؛
4- دو باره کاریها؛
5- استفاده نامناسب از وجه نقد؛
6- الگوی سازمانی غیر معقول و بیهوده؛
7- استفاده بیهوده ، ناکارا از کارکنان و منابع فیزیکی؛
8- کارهای ناتمام.
شناسایی نواحی مشکل آفرین
تکنیک های زیادی وجود دارد که حسابرس بتواند با آگاهی بیشتر نواحی مشکل آفرین را مشخص کند که در اینجا به تعدادی از آنها اشاره می کنیم :
1- بررسی فعالیت ها: اینکه اطلاعات از چه طریق به دست می آید و یک فعالیت چگونه انجام شود و نحوه کنترل آن چگونه است می تواند موارد غیر قابل کنترل یا مستعد آن را مشخص کند .
در یک عملیات خرید، سه مرحله زیر می تواند نقاط کلیدی باشد :
الف) تعیین میزان و کیفیت مواد خریداری شده؛
ب) روشهای دستیابی به بهترین قیمت؛
ج) روشهای تعیین درست کمیت و کیفیت.
اگر در ارتباط با خریدهای عمده ، حسابرس به این نتیجه برسد که این مراحل نیاز به بازنگری دارد او باید قضاوت خود را بر روی آن عملیات متمرکز کند .
2- مرور گزارشهای مدیریتی: مرور گزارشهای داخلی که خود مدیریت به طور منظم برای به دست آوردن اطلاعات از آنها استفاده می کند، نیز می تواند اطلاعات با ارزشی درباره نواحی مشکل آفرین و ضعیف وشرایط و انجام کارها در اختیار حسابرسان قرار دهد.
3- مرور گزارش بازرسان و حسابرسان داخلی: حسابرس در اینگونه موارد باید به دلایل وقایعی که نکات ضعیف در سیستم مدیریتی را برایش آشکار می کند و به مدیریت عالی جهت رفع آن ارجاع نشده است، توجه کند.
4- بازرسی فیزیکی: بازرسیهای فیزیکی فعالیتهای سازمانی می تواند یک روش مفید برای مشخص کردن عدم کارایی یا مشکلاتی باشد که مورد توجه حسابرس است، که می توان به انباشت مازاد تجهیزات و مواد ، ابزار کم مصرف ، کارمندان بی انگیزه ، عودت محصولات از سوی مصرف کنندگان یا مشتریان ، دور ریختن مواد مفید و شبیه این موارد اشاره کرد .
5- بررسی و پیگیری رویدادها: یکی از راههای مفید جهت به دست آمدن بینش عملی درباره روشها می تواند تعقیب تعدادی از رویدادهای سازمان به طور کامل و از ابتدا تا انتها باشد .
6- مصاحبه با کارکنان: حسابرس می تواند اطلاعات با ارزشی از طریق مصاحبه با کارکنان به دست آورد و میزان مؤفقیت در دستیابی به اطلاعات مفید در این زمینه به شهرت حسابرس و سؤالات مطرح شده توسط او بستگی دارد .

مقایسه با حسابرسی صورتهای مالی
علاوه بر اختلافات اشاره شده در بخشهای قبلی، حسابرسی عملکرد برخلاف حسابرسی صورت های مالی دارای اهداف و رویکردهای کلی تری است. حسابرسی عملکرد حرفه ای مستلزم انواع مهارتهاست و دارای یک ارتباط اثربخش با تمام سطوح سازمانی و ارزیابی تمام جوانب یک سازمان است. بخشهای مالی و حسابداری، تولید، مهندسی و کنترل موجودی، خدمات مشتریان، اعتبارات، خرید، پرسنلی و اداری، پردازش اطلاعـات و بازاریـابی و فروش از قسـمتهایی هستند که می توانند مشمول حسابرسی عملکرد قرار گیرند.
حسابرسی عملکرد حدود بیشتری از مسئولیتهای مدیریت را شامل می شود و هدف آن تعیین فرصتهایی برای کارایی و صرفه اقتصادی بیشتر و بهبود اثربخشی در اجرای روشها و عملیات است.
حسابرسی عملکرد به عنوان یک شکل مدرن حسابرسی در مقایسه با حسابرسی صورتهای مالی و حسابرسی رعایت، است.
تفاوت اصلی بین حسابرسی عملکرد و حسابرسی سنتی در نقش حسابرس است که در حسابرسی عملکرد نقش حسابرس بیشتر ارزیابی فعالیتها است.
از تفاوتهای حسابرسی مالی و حسابرسی عملکرد می توان به نحوه مدیریت آن نیز اشاره کرد که حسابرسی مالی طی یک چرخه سالانه تکراری انجام می شود در صورتی که حسابرسی عملکرد به صورت پروژه مجزا انجام می‌شود.
یکی دیگر از تفاوتهای موجود بین این دو نوع حسابرسی در سطح استاندارد بودن آنهاست که در آن طرح ریزی حسابرسی عملکرد در قالب یک شکل استاندارد ثابت بسیار مشکل است.
حسابرسی عملکرد همواره دارای رهنمودهای لازم برای نقاط ضعف مربوط به عملکرد مدیران است و به مدیران واحد اقتصادی کمک می کند تا برای غلبه بر مشکلات و مسائل خود توصیه های لازم را به دست آورند و به این ترتیب زمینه برای بهبود و بهسازی اجرای یک طرح، برنامه یا عملکرد سازمان و ارتقای کیفیت اجرای کارها هرچه بیشتر و بهتر فراهم شود.
حسابرسی عملکرد بر خلاف حسابرسی صورتهای مالی، کمی بوده و عامل تجزیه و تحلیل در آن جایگاه خاصی دارد و نیز ضمن کمک به تخصیص بهینه منابع واحد اقتصادی، محدودیت فزونی منافع بر مخارج را بیشتر مدنظر قرار می دهد .



نتیجه گیری
رسیدن به عملیات کارا و اثربخش، مسئولیت اصلی مدیریت است و در کلیه ساختار سیستم مدیریت سازمان، عملیات و کنترل مدیریت باید در راستای رسیدن به این هدف طراحی گردد.
حسابرسی عملکرد مدیریت، مصداق بارزی از خدمات مشاوره مدیریت است که ممکن است برخی از ویژگیهای حسابرسی صورتهای مالی را داشته باشد. این نوع حسابرسی دربر گیرنده بررسی روشمند فعالیتهای یک سازمان یا بخش مشخص از آن در دستیابی به اهداف مشخص است.
اهداف کلی حسابرسی عملکرد الف ) ارزیابی عملکرد در مقایسه با اهداف تعیین شده به وسیله مدیریت یا سایر معیارهای سنجش مناسب. ب ) شناسایی فرصتهای بهبود عملیات از نظر صرفه اقتصادی و کارایی و اثربخشی و ج) ارائه پیشنهاد برای بهبود عملیات یا انجام اقدامات و رسیدگـی های بیشتر، است.
بررسی و آزمون کنترل های مدیریت نیز به عنوان یکی از مراحل اجرای حسابرسی عملکرد است که هدف اصلی آن تعیین هدف قطعی حسابرسی و نیز قابلیت اتکاء مدارک و شواهد داخلی واحد است.



منابع و ماخذ
1)حسینی عراقی ، حسین . حسابرسی دولتی . تهران: دانشکده امور اقتصادی ، 1378 .
2)رایدر ، هری آر . راهنمای جامع حسابرسی عملیاتی. برگردان از محمد مهیمنی و محمد عبداله پور ، تهران: سازمان حسابرسی ، 1380
3) کثیری ، حسین . «نگرشی بر حسابرسی عملکرد مدیریت در ایرلند و ارتباط آن با نظام کنترلی». مجموعه مقالات حسابرس ، شماره 4 ( تابستان 1375): 59-31 .
1)Brown,Williams and Gallagher. Auditing Performance in Government . 1982.
2)Ellsworth H. Morse. ((Performance and operational auditing)). The journal of accountancy, June 1971.
3) H. Smith, Charles et.al. ((The need for and scope of the audit of management: A survey of attitudes )) .The accounting review , April 1972.
4)Office of the Comptroller and Auditor General of Bangladesh (C&AG) website. Government auditing standards in Bangladesh .2001.
5)W.A. Broadus, Joseph D. Comtoic. Performance auditing. AICPA. 1998.

 

 

 

مدیریت و مهندسی مالی

مهندسی مالی شامل طراحی، توسعه، استقرار ابزارها و فرایند مالی و همچنین طراحی مجدد راه­حل­های خلاقانه برای مسائل موجود در مالی است.[1] به‌عبارت دیگر مهندسی مالی عبارت از به‌کارگیری ابزارهای مالی برای‌ ساختاربندی مجدد پرتفوی (سبد سهام)[2] مالی و تبدیل‌ آن به پرتفویی با خصوصیات مطلوب‌تر است. عجین شدن زندگی انسان با مسائل و پیچیدگی بازار و نهادهای پولی و مالی، نیاز جدی و مبرمی به دانشی خاص برای رفع‌ این نیازها به‌وجود آورده است. همچنین‌ وجود فراوان سیستم‌های مالی خرد و کلان‌ از جمله سیستمهای بازار پول و سرمایه به‌ این نیاز و پیچیدگی در مؤسسات بزرگ دنیا نیاز به‌ کنترل و بهینه‌سازی این سیستم‌ها را شدیدتر کرده و نیاز به بهره‌گیری از علمی جدید به‌نام‌ مهندسی سیستم‌های مالی را برای مدیران‌ آشکار ساخته است.[3]

مهندسی مالی یکی از رشته‌های جدید در حوزه مالی و در حقیقت‌ زیربنای خلاقیت در بازارهای مالی است. مهندسی مالی در صدد تطبیق‌ ابزارهای مالی موجود با شرایط بازار (شرایط عرضه‌کنندگان و متقاضیان‌ وجوه) و طراحی ابزارهای مالی جدید برای استفاده از فرصت‌های‌ سودآوری در بازار است. کمپانی‌های بزرگ خدماتی و تولیدی در چند دهه اخیر کوشیده‌اند با طراحی ابزارهای جدید مثل انواع اوراق قرضه‌، انواع برگه‌های اختیار معامله‌، قراردادهای تحویل آتی و انواع‌ سهام و یا اصلاح ابزارهای مالی موجود وجوه سرگردان در بازار مالی را جذب و در فعالیت‌های سودآور صنعتی و خدماتی سرمایه‌گذاری نمایند.[4]

اصطلاح مهندسی مالی برای اولین بار توسط بانک‌های لندن در اواسط دهه 1980، به‌منظور راه‌اندازی دپارتمان مدریریت‌ ریسک به‌وجود آمد. این دپارتمان، شامل گروهی از متخصصان بود که هرکدام در زمینه ریسک‌ شرکتی، مهارت داشتند. این گروه‌ها تمام ریسک‌های‌ مالی را که برای شرکت‌ها وجود داشت، مورد آزمایش قرار دادند و یک‌ نگرش استراتژیک جدید برای مدیریت‌ ریسک ارائه کردند.[5] قابل ذکر است، افزون بر این‌كه مدیریت ریسك، باعث ابداع ابزارهای مهندسی مالی می‌شود، عده‌ای از صاحب‌نظران، عملكرد فرآیند دیالكتیك مقرراتی (Regulation Dialectic) را نیز در بازار سرمایه، علت ابداع‌های ابزارهای نو مهندسی مالی می‌دانند. این فرآیند، بدین صورت است كه تغییرات قوانین حاكم بر بازار سرمایه، باعث ابداع و نوآوری در ابزارهای مالی می‌‌شود و از سوی دیگر این ابداع‌ها باعث بی‌اثر شدن و تضعیف مقررات پیشین می‌شوند و قانونگذاران را به تجدید قوانین (Re-Regulation) وامی‌دارند. این قوانین جدید خود علت پدید آمدن ابزارهای جدید می‌شوند؛ بنابراین، فرآیند نوآوری ابزارهای مهندسی مالی همواره وجود خواهد داشت.[6]

ابزارهای مهندسی مالی

در یک تقسیم‌بندی ابزارهای مهندسی مالی، به‌طور كلی به چهار دسته تقسیم می‌شوند:

ابزارهای مالكیت؛ ابزارهای مالکیت نماینده مالكیت بخشی از یك سازمان و مربوط به حقوق صاحبان سهام است. متداول‌ترین نوع این ابزارها سهام عادی شركت‌ها است. تمام قراردادها نیز در این دسته قرار می‌گیرند.

ابزارهای بدهی؛ نشان‌دهنده وامی است كه صاحبان سازمان از اشخاص حقیقی یا حقوقی می‌گیرند؛ همانند وام‌های عادی و اوراق قرضه كه خود شامل اوراق بهادار با درآمد ثابت (اوراق قرضه) و اوراق بهادار با درآمد متغیر (اوراق مشاركت) است.[7]

ابزارهای مشتقه؛ این ابزارها بیشتر برای از بین بردن ریسک بازار طراحی شده‌‌اند و با استفاده از ارزش دیگر اوراق بهادار در بازار، مشتق می‌شوند.[8]

ابزارهای تركیبی؛ تركیبی از موارد پیش‌گفته هستند كه می‌توان به اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام (Convertible Bond) (تركیبی از ابزارهای مالكیت و بدهی) و اختیار خرید سهام (Warrant) (تركیبی از ابزارهای بدهی و مشتقه) به‌صورت مثال‌هایی از این نوع ابزارها اشاره كرد.[9]

در تقسیم بندی دیگر، ابزارهای موجود در بازارهای تجاری به دو دسته کلی تقسیم‌ می‌گردند:

ابزارهای فیزیکی؛ محصولات یا تولیدات‌ فیزیکی که در بازار کالا خرید و فروش می‌شوند، محصولاتی هستند که‌ ارزش آنها ذاتی در خود آنهاست. مثل ماشین‌آلات و تجهیزات، مواد غذایی، نفت و ....

ابزارهای مالی؛ محصولات یا تولیدات مالی که در بازارهای مالی معامله می‌شوند، عبارتند از محصولاتی که ارزش آنها ذاتی در خود آنها نیست؛ بلکه وابسته‌ به جریانات نقدی است که در آینده برای دارندگان خود ایجاد می‌کنند.[10]

مهم ترین این ابزار در مهندسی مالی عبارتند از: توافق‌نامه نرخ دولتی قرارداد آتی‌ خاص (Forward Rate Agreement: FRAS)، توافق ترکیبی برای مبادلات سلف (Synthetic Agreement for Forward Exchange: SAE)، قراردادهای آتی‌ مالی (‌Financial Futures)، سوآپ پولی و سوآپ‌ نرخ بهره‌ (توافق بری معاوضه جریان نقدی آینده) (Currency and Interest Rate Swap)، حق اختیار پولی‌ (Currency Options)، حق اختیار نرخ بهره (Interest Rate Option)، سوآپشن‌ (اختیار ورود به یك قرارداد سوآپ نرخ بهره در آینده) ((Swaptions حق اختیارهای‌ پیچیده ( ‌ Exotic options)؛ کپس، فلورز و کولارز (Caps, Floors and Collar) و توافق‌نامه نرخ قرارداد آتی خاص (FRAS).[11] 

حوزه فعالیت مهندسی مالی

مهندسی مالی با طراحی، توسعه، ابداع‌ فرایندها و ابزار مالی و فرمول‌های پدیده‌ آورنده ‌راه‌حل‌های مسائل مالی، سروکار دارد. بنابراین ابداع و خلاقیّت، دو ابزار بسیار مهم در مهندسی مالی قلمداد می‌شوند. ابداع سوآپ، اوراق بهادار سازمانهای دولتی با پشتوانه اقساط ناشی از وامهای رهنی‌، اوراق قرضه بدون بهره‌ و اوراق قرضه بنجل‌، همگی از فعالیت‌های مهندسی مالی به‌شمار می‌روند. علاوه‌بر این، مهندسی مالی نقش تغییر عقاید کهنه مالی و تبدیل آنها به عقاید نو و جدید را نیز به‌عهده دارد. معرفی سوآپ و صندوق‌های مشترک سرمایه‌گذاری به‌شکلی‌ جدید، از فعالیت‌های دیگر مهندسی مالی‌ است. استفاده از روش‌های موجود به‌منظور کاهش ریسک مالی شرکت‌ها، کاهش‌ هزینه تأمین مالی، افزایش سود حسابداری‌ و افزایش کارآیی بازار از دیگر فعالیت‌های بسیار مفید مهندسی مالی‌ به‌شمار می‌رود. حوزه فعالیت مهندسان مالی، تنها به‌ شرکت‌ها محدود نمی‌شود. بسیاری از ابداعات مالی خلاق، در سطح فردی نیز به‌وجود آمده است که گاهی با عنوان سطح‌ مشتری‌ معرفی می‌شوند. در این ارتباط، می‌توان از حساب بازنشستگی فردی (Individual Retirement Account)، طرح‌های بازنشستگی انفرادی‌ (Keogh Plans) و انواع‌ بیمه‌های عمر را نام برد.[12]

وظایف اصلی مهندسان مالی

سه نقش اصلی مهندسان مالی عبارتنداز:

  1. به‌وجود آوردن بازار؛ سازندگان بازار معامله‌ای را ترتیب می‌دهند که نیازهای مشتری را برآورده سازد و سپس‌ براساس ایده مشتری، به او فروش می‌کنند. یک معامله تنها زمانی بهترین است که با حداقل هزینه، اهداف مشتری را تأمین کند.
  2. ابداع؛ منظور از ابداع این است که اوراق بهادار و فرایندهای جدید معرفی شوند، آنها اغلب‌ روی اوراق جدید کار می‌کنند؛ اوراقی که‌ نیازهای مشتری را برآورده سازد و مشتری‌ در آن زمان نتواند با اوراق موجود، نیاز خود را برآورده سازد.
  3. پیدا کردن روزنه قانونی؛ مهندسان مالی در پی یافتن‌ روزنه‌ای برای بهره‌برداری از قوانین موجود هستند، مثلا با استفاده از قوانین مالیاتی و آربیتراژ سعی می‌کنند سود را افزایش‌ دهند. مهندسان مالی موفق همیشه در تئوری‌های مالی با ریاضیات سروکار دارند. آنها خیلی سریع ایده‌ها را به چنگ می‌آورند و به‌آسانی اجزای ترکیب‌دهنده آن‌را می‌یابند. آنها سعی می‌کنند بسیار آزاد فکر کنند، از محصور شدن می‌پرهیزند و سعی می‌کنند خلّاق باشند.[13]

کاربردهای مهندسی مالی

کاربردهای مهندسی مالی را می‌توان‌ تحت 5 عنوان اساسی زیر خلاصه نمود.

  1. سفته بازی‌ (Speculation)؛ سفته­بازی عبارت است از خرید کالا یا اوراقی که انتظار افزایش قیمت آن می‌رود یا فروش کالا یا اوراقی که انتظار کاهش قیمت‌ آن می‌رود.[14] بنابراین همراه با سفته­بازی طبعا خطری (ریسکی) متوجه شخص می‌گردد؛ که این خطر(ریسک) قبل از سفته­بازی‌ وجود نداشته است.[15] لازم نیست که همیشه‌ از ابزارهای مالی مشتقه‌ جهت سفته­بازی استفاده‌ گردد؛ بلکه توانایی ایجاد وضعیت‌های غیرممکن‌ برخی از فعالیت‌ها، بدون استفاده از ابزارهای‌ مهندسی مالی غیر ممکن هستند و سفته‌بازانی که از این ابزارها استفاده ننمایند، امکان مانور کمتری خواهند داشت.
  2. پوشش خطر (Hedging)؛ اصطلاح پوشش خطر، عنوان می‌کند که‌ هرگاه یک شخصیت (حقیقی یا حقوقی) در معرض خطر قرار گیرد، با استفاده از ابزارهای‌ پوشش خطر، درصدد حذف یا کاهش آن‌ خطر برمی‌آید. یک مثال ساده مربوط به‌ وام‌گیرنده‌ای است که توافق‌نامه‌های نرخ‌ قرارداد آتی خاص را به‌عنوان یک پوشش‌ در مقابل آثار نرخ‌های بهره متغیر خریداری‌ می‌کند. حال در این مثال، پوشش زمانی رخ‌ می‌دهد که ابزار اولیه بتواند خطر را با تمام‌ جزئیات آن از بین ببرد.

آربیتراژ ( Arbitrage)

وابستگی نزدیک بین ابزارهای مالی این‌ امکان را فراهم آورده است که در بسیاری از موارد یک ابزار را با مجموعه‌ای از ابزارهای‌ دیگر ترکیب نماییم. به‌طور مثال،‌ توافق‌نامه قرارداد آتی خاص و نرخ بهره‌ قرارداد آتی، شباهت بسیار زیادی با یکدیگر دارند؛ همان‌گونه که سوآپ نرخ بهره نیز شباهت زیادی با توافق‌نامه قرارداد آتی‌ خاص دارد. پس در مجموع می‌توان‌ این‌گونه عنوان کرد که از لحاظ ریاضی،‌ ارتباط نزدیکی بین قیمت ابزارهای مالی‌، قابل مقایسه با یکدیگر وجود دارد؛ که نهایتا آنها را به یکدیگر پیوند می‌دهد. در شرایط نرمال، قیمت‌های واقعی‌ این‌گونه ابزارها، تابع روابط ریاضی خاص و مشخصی هستند. در شرایطی که بازار، دارای آشفتگی باشد و یا از لحاظ فیزیکی‌، بین بازارها فاصله وجود داشته باشد، ممکن‌ است قیمت‌ها برای مدت کوتاهی از مقدار تعیین‌شده تجاوز نماید. به‌عنوان مثال‌، قرارداد آتی که در شیکاگو نرخ‌گذاری شده در مقابل توافق‌نامه قرارداد آتی خاص که در لندن نرخ‌گذاری شده،‌ تفاوت قیمت مذکور را به‌وجود می‌آورد. در چنین شرایطی، افرادی که‌ به عمل آربیتراژ دست‌ می‌زنند، به‌سرعت وارد صحنه شده و در بازاری‌ که قیمت‌ها پایین بوده‌ خریداری می‌کنند و در بازاری که قیمت‌ها در حال‌ افزایش است، اقدام به‌ فروش می‌کنند. هدف آنها سود بردن از اختلاف سطح قیمت‌ها بدون تقبّل هیچ‌گونه‌ ریسکی است. با این همه، می‌توان گفت عمل این افراد، در مجموع سودمند است؛ چون سبب‌ می‌شود قیمت‌های بازار به‌سرعت به‌ وضعیت تعادل خود برسند.

ساختاردهی‌ (Structuring)

از مهندسی مالی جهت ساختاردهی‌ مجدد یک معامله خاص استفاده می‌شود. به‌طور مثال یک انتشاردهنده اوراق قرضه و یا مشارکت، ممکن است از نرخ بهره‌ سوآپ، جهت عوض کردن نرخ شناور در تعهدات خود به پرداخت­هایی با نرخ ثابت‌ استفاده کند و یا یک وام‌گیرنده ماهرتر که‌ بدهی او به مارک آلمان است، ممکن است از سوآپ، به‌منظور تبدیل پرداخت‌های مارکی‌ شناور خود به پرداخت‌های مارکی مشخص‌ استفاده نماید. این موارد، مثال‌هایی از تکنیک­های سازمند تأمین مالی است که از گوناگونی ابزارهای مهندسی مالی به‌منظور تبدیل جریان‌های نقدی و وضعیت‌های‌ ریسکی مطابق با خواسته‌های استفاده‌کننده‌ بهره می‌گیرند:

مدیریت دارایی‌ها و بدهی‌ها؛ از کاربردهای مهندسی مالی می‌توان به‌ چگونگی ساختار­بندی دارایی­های یک بنگاه‌ اقتصادی اشاره کرد. نحوه تخصیص منابع که‌ در حقیقت با عنوان دارایی­ها در سمت راست‌ ترازنامه قرار می‌گیرند، همواره مدنظر مدیران بنگاه‌های اقتصادی است و از طرف‌ دیگر تأمین منابع مالی از راه‌های مختلف که‌ منجر به کاهش هزینه سرمایه یک بنگاه‌ اقتصادی شود را می‌توان از موارد کاربرد مهندسی مالی عنوان کرد. این شاخه که در پاره‌ای از موارد، تحت عنوان مدیریت‌ ترازنامه مطرح می‌شود، عموما به‌ ساختار­بندی دارایی­ها و بدهی­های یک بنگاه‌ اقتصادی می‌پردازد و می‌کوشد تا سررسید بدهی­ها را با توجه به ساختار دارایی­ها، طوری‌ تعیین کند که خطر بنگاه اقتصادی به حداقل‌ برسد و همچنین بنگاه بتواند از منابع خود، حداکثر استفاده اقتصادی را بنماید.[16]

فاکتورهای مؤثر بر رشد مهندسی مالی؛ مهندسی مالی در دو دهه اخیر رشد چشم­گیری هم از بعد نظری و هم از ‌بعد کاربردی داشته است. شاید بتوان این رشد را ناشی از نوسانات شدید دو دهه اخیر در اقتصاد کلان و شرایط بازارهای تولیدی و مالی دانست. این شرایط را می‌توان در دو طبقه اصلی "فاکتورهای محیطی و فاکتورهای شرکتی" طبقه‌بندی نمود.

فاکتورهای محیطی؛ این دسته، شامل فاکتورهایی است که حاکم بر شرایط اقتصادی-مالی کشورها است و شرکت‌ها برای استفاده و تطبیق خود با آنها مجبورند، اثرات آنها را در طراحی و اصلاح‌ ابزارهای مالی خود مورد توجه قرار دهند. از جمله‌ این فاکتورها عبارتست از:

الف)نوسانات قیمت؛ نوسان قیمت انواع محصولات فیزیکی و مالی در بازارها یکی از منابع ایجادکننده ریسک شرکت­ها است. این‌گونه شرکت­ها برای مصونیت‌ خود در مقابل ریسک نوسان قیمت، اقدام به طراحی ابزارهای مالی‌ همچون برگه اختیار معامله می‌کنند؛ که در آن به خریدار یا فروشنده اختیار خرید و فروش محصولی را در یک قیمت از قبل تعیین‌شده و در یک دوره‌ زمانی معین را می‌دهد و یا قرارداد تحویل آتی که در آن منتشرکننده‌ قرارداد، متعهد می‌شود محصولاتی را در یک زمان مشخص در آینده با یک قیمت مشخص تحویل خریدار نماید.

ب)جهانی شدن بازارها؛ یکی از ویژگی­های مهم بازارهای امروزی، جهانی شدن آنها از طریق‌ فرایند صدور سرمایه است. امروزه شاهد این مسئله هستیم که اکثر اوراق‌ قرضه و سهام کمپانی­ها در سایر کشورهای جهان نیز خرید و فروش‌ می‌شود. جهانی شدن بازارها موجب ایجاد ریسک‌هایی همچون ریسک‌ نوسان، نرخ ارز و ریسک سیاسی کشورها است. شرکت‌ها برای مصونیت‌ خود از چنین ریسک‌هایی اقدام به طراحی ابزارهای مالی همچون برگه‌ اختیار معامله بر روی ارز و قرارداد تحویل بر روی ارز می‌نماید.

ج)قوانین و مقررات مالیاتی؛ قوانین و مقررات مالیاتی کشورها از عوامل مؤثر بر شرکت­ها در بازارهای مالی است. نوسان مرتب اینگونه قوانین و مقررات موجب‌ ایجاد فرصتها یا محدودیت برای شرکت­ها است که برای اجتناب از محدودیت­ها و کسب فرصت­ها اینگونه شرکت­ها اقدام به انتشار ابزارهای مالی‌ جدید می‌کنند. از جمله مزیت این‌گونه اوراق بهادار، معافیت مالیاتی‌ بهره‌ای است که شرکت­ها بابت اوراق بهادار پرداخت می‌نمایند.

فاکتورهای شرکتی؛ این دسته فاکتورها شامل عواملی است که برای یک شرکت خاص‌، منحصر به فرد بوده و تنها این شرکت خاص را تحت تأثیر قرار می‌دهد. از جمله این عوامل عبارتست از:

الف) نیازهای نقدینگی شرکت؛ نیاز به نقدینگی از مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر چرخه عملیاتی‌ شرکت‌ها است. شرکت‌ها برای خرید دارایی‌های ثابت، تأمین سرمایه در گردش و اجرای طرح‌های سرمایه‌گذاری خود نیاز به تأمین نقدینگی دارند. میزان وجه نقد مورد نیاز، نوع و شرایط مصرف آن و دوره نیاز به نقدینگی‌ از جمله عواملی است که موجب طراحی اوراق بهادار متناسب با آنها می‌گردد.

ب)ریسک گریزی؛ شرکت‌ها از زوایای مختلف تحت تأثیر ریسک­های مختلفی قرار دارند، ریسک نوسان قیمت در بازار، ریسک ورشکستگی، ریسک طرحهای‌ توسعه، ریسک نقدینگی و ...، از جمله ریسک‌هایی است که با توالی­های‌ زمانی متفاوت آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. شرکت­ها برای اجتناب از ریسک و مدیریت انواع آن، اقدام به انتشار اوراق بهادار مختلف می‌نمایند. از جمله این اوراق، اوراق قرضه قابل بازخرید توسط شرکت در یک دوره‌ زمانی معین و یا سهام قابل بازخرید توسط شرکت در یک دوره زمانی‌ مشخص است. در این‌گونه اوراق، شرکت حق دارد سهام یا اوراق قرضه‌ خود را با یک قیمت مشخص از دارندگان آنها بازخرید نماید.[17]

 

مقالات حسابداری

استفاده از سیستم اطلاعات حسابداری برای مدیریت هزینه‏ های کسب و کار

جزیئات بیشتر

مقالات حسابرسی

حسابرسی عملکرد و عملیاتی موضوع: حسابرسی سال انتشار(میلادی): 2006 وضعیت: تمام متن منبع: ماهنامه...

جزیئات بیشتر

مدیریت و مهندسی مالی

مهندسی مالی شامل طراحی، توسعه، استقرار ابزارها و فرایند مالی و همچنین طراحی مجدد راه­حل­های...

جزیئات بیشتر